نمایش نوار ابزار

عظمت و بزرگی محمد

عظمت و بزرگی محمد (ص)

ای بنده من، از من اطاعت کن تا تو را ربانی قرار دهم و آن گاه اگر به چیزی بگویی موجود شو پس می شود

(حدیث قدسی )

همانا هر کس که در جایگاه سخن از رسول الله (ص) بایستد در مقام تحیر و سرگردانی می ماند. حقیقت امر این است که جز خداوند بزرگ بلند مرتبه کسی او را نمی شناسد و عقول هر چند که در مرتبه زیرکی و ذکاوت باشند نمی توانند به این نور ربانی که در صورت چهره سرورمان محمد (ص) است، دست یابند.

پس پروردگار تبارک و تعالی فرمود:

(به نام خداوند بخشنده و مهربان، به تحقیق برای شما از جانب خدا نور و کتابی آشکار فرود آمده است)
(مائده ۱۵)

که این نور الهی همان ستون اصلی و اساسی در این جهان است چرا که او (پیامبر) علت هستی و سبب هر موجودی می باشد.

ابن نباته المصری نیک بیان داشته است:

اگر محمد نبود زمین واقفی وجود نداشت             و نه زمان و نه پیدایش و نه نسلی

و نه مراسمی بود که برای هدایت درخشیده شود و نه سرزمینی بود که وحی در آن نازل گردد.

بنابراین باید به قصد تبرک به شخصیت دوست داشتنی محمد مصطفی (ص) رجوع کنیم و به لطائف الهی که در کتاب خداوند به وی اختصاص داده شده، اشاره کنیم.

خداوند پاک و منزه او را متعالی گرداند و ما را از محبین به رسول الله قرار داد تا او نیز بوسیله ما شاد گردد.

خداوند بلند مرتبه می فرماید:

(به نام خداوند بخشنده و مهربان، او کسی است که پیامبرش را به راه هدایت و دین حق فرستاد تا بر تمامی دین ها پیروز گردد و خداوند برای گواهی به راستی اش کافی است) (فتح ۲۸)

این آیه مبارکه دلالت بر فهم بعضی از ویژگیهای الهی دارد که خداوند پاک و منزه و بلند مرتبه آنها را به سرور ما محمد (ص) که برترین درودها و کاملترین سلام ها بر وی باد، اختصاص داده است.

پس خداوند بلند مرتبه فرمود: ( او کسی است که رسولش را فرستاد ) هر چند که خداوند پاک و منزه و بلند مرتبه ذکر نکرده است که این همان رسول است اما ذهن در همان ابتدا متوجه می شود، که او، همان رسول الله (ص) می باشد و ابهام در این آیه افاده تعظیم و بزرگداشت مقام پیامبر (ص) می کند.

همینگونه در این گفته خداوند بلند مرتبه (محمد، رسول خداست).
آنچه که دانشمندان مقرر داشته اند رسول الله، برای محمد (ص) لقب می باشد و مفهوم لقب، صفت رسالت را غیر از رسول الله (ص) (یعنی از انبیاء و دیگر فرستادگان) نفی نمی کند اما این مفهوم اشاره به این مطلب است که وصف رسالت به تمام و کمال در شخص محمد (ص) تحقق دارد.

گوئی خداوند بلند مرتبه که فرموده: ( او کسی است که پیامبرش را فرستاد ) منظورش این بوده که بگوید بزرگترین پیامبرش را فرستاده سپس خداوند بلند مرتبه فرمود: (او را به راه راست و هدایت و دین حق فرستاد).

هدایت همان ضد گمراهی است و دین حق همان دینی است که با واقعیت مطابقت داشته باشد که این بر اساس تعریف متکلمین می باشد. این دین همان دین فطرتی است که خداوند مردم را بر آن سرشته است و این همان چیزی است که محمد مصطفی  آن را بیان داشته است.
گفته اوست که می فرماید: ( هرچه براساس فطرت متولد می شود تا اینکه زبان می گشاید پس این پدر و مادرش هستند که او را یهودی یا نصرانی می خوانند ).

پس اسلام همان دین حق است که بر فطرت بشریت مطابقت دارد و خداوند مردم را بر آن سرشته است. سپس خداوند بلند مرتبه فرمود: (تا بر همه دین ها پیروز گردد) فعل ظهور در اینجا مسند برای ضمیر مبهم (هاء) می باشد و مرجع ضمیر باید که اسم ظاهر باشد.
در آیه کریمه مذکور دو اسم ظاهر وجود دارد یکی الرسول و دیگری الدین.

اگر ضمیر به اسم ظاهر رسول برگردد، کلمه ظهور در این آیه مبارکه به معنی اطلاع می باشد گوئی خداوند پاک و منزه و بلند مرتبه فرموده است: (او کسی است که پیامبرش را به راه راست و دین حق فرستاد تا او را بر تمامی دین آگاه سازد) و لفظ دین معرفه به ال آمده که افاده استغراق می کند یعنی معنا چنین خواهد شد: او کسی است که پیامبرش را به راه راست و دین حق فرستاد تا او را بر تمامی دین ها اگاه سازد. اما ضمیر به اسم ظاهر دین برگردد معنا شکل دیگر خواهد یافت.

گوئی خداوند پاک و منزه و بلند مرتبه فرموده: ( او کسی است که پیامبرش را به راه راست و دین حق فرستاد تا شان آن را بر تمامی ادیان بالا ببرد) (فتح ۲۸) پس کلمه ظهور در اینجا به معنی رفعت و بلندی می باشد.
همان گونه که سخنگو می گوید: فلانی بر فلانی ظاهر شد یعنی بر یکدیگر یاری رساندند و شان ومنزلت یکدیگر را بالا بردند. از آنچه گذشت به این نتیجه می رسیم که اسباب ظهور و پیدایش این دین حنیف بر بقیه ادیان چیست ؟

همانا علت ظهور این دین حنیف بر بقیه ادیان بنابر قاعده ارتباط سبب با مسبب همان رسول الله است. خداوند پاک و منزه و بلندمرتبه به سرورمان محمد کرامتها و عطایای الهی ای را بخشیده که به پیامبران و فرستادکان دیکران عطا نکرده است.

امام شافعی (که خداوند او را رحمت کند) گفت: رحمتی به اهل زمین و آسمان نرسیده است مگر از طریق محمد رسول الله  

پس هر رحمتی که به پیامبران و فرستادگان می رسد و هر بخشش الهی که به آنها عطا می شود فقط بوسیله سرورمان محمد می باشد که می فرماید:(من پیامبر بودم درحالیکه آدم هنوز بین آب و گل بود) .

پس اکرام محمد ظهورش را موجب می شود. و دلیلی که این مساله را بیان می کند این است که خداوند پاک و منزه و بلندمرتبه در کتاب ارجمندش می فرماید:
(آنگاه که خداوند از پیامبرانش پیمان گرفت که چون شما را کتاب و حکت عطا کردم. آنگاه اگر پیامبری که تصدیق کننده کتابهای شماست بسویتان آید باید که به او ایمان آورید و یاریش کنید. آیا اقرار می کنید و با من پیمان می بندید ؟
همه گفتند آری پذیرفتیم.
گفت شما گواه باشید که من هم با شما از گواهان خواهم بود ( آل عمران ٨١ ) از این آیه این آشکار می شود که نور محمدی به تمامی پیامبران و فرستادگان  فرستاده می شود .

بوصیری نیز این را تصدیق می کند آنگاه که می گوید:  

تمامی آیات الهی بواسطه او آورده شده و این آیات از نور محمد است که به آنها رسیده است.

محمد خورشید فضیلت است و آنها ستارگانش که انوارشان بر همه انسانها در تاریکیها آشکار می شود.

همانا برتری رسول الله بر دیگر پیامبران و فرستادگان امری است واجب و مشروع که بر نفی آن به این گفته خداوند بلندمرتبه دلالتی ندارد که می فرماید: ( ما فرقی میان ییامبران نمی گذاریم
( بقره ٢٨۵ ) در این آیه مقصود از فرق ، ایمان است یعنی ما از لحاظ ایمان فرقی میان ییامبران نمی گذاریم یعنی به این پیامبر ایمان داریم و دیگری را هم دروغ نمی گماریم.

خداوند بلندمرتبه در جای دیگری از قرآن کریم می فرماید: ( این پیامبران را برخی بر برخی فضل بیشتری دادیم ) ( بقره ۲۵۳ )

پس به احدی از پیامبران و فرستادگان که آن فضیلتی است که به رسول الله رسیده است،نرسیده و این همان است که گفته خداوند بلندمرتبه را بیان می کند که می فرماید: محمد پدر هیچ یک ازمردان شما نبوده است اما او رسول خدا و خاتم پیامبران است و خداوند بر هر چیزی داناست ( احزاب ۴۰ )

این خطابی است مورد توجه از جانب خداوند پاک و منزه و بلندمرتبه به عامه مردم، پس آن بلندمرتبه فرمود: (محمد پدر هیچ یک از مردان شما نبوده است ) ( یعنی که بر هیچ یک از شما انسانها شایسته نیست که با رسول الله همان گونه رفتار کنید که با یکدیکر رفتار می کنید زیرا که او صاحب منزلت خاصی است.)

آنگاه خداوند گفته اش را ادامه داد: ( اما او رسول الله و خاتم پیامبران است ) رسول الله همانگونه که گفتیم لقب است که تقدم و فضیلت رسول الله محمد را بر دیگر پیامبران و فرستادگان را روشن می سازد.

اما در این گفته خداوند بلندمرتبه تفکر می کنیم که می فرماید و خاتم النبیین با فتح تاء و خداوند پاک ومنزه و بلندمرتبه نفرموده خاتم النبیین به کسر تاء  چرا که بین این دو لفظ ، فرق است.
خاتم با کسر تاء کسی است که در آخر می آید اما خاتم به فتح تاء کسی است که ابتدا و انتها با آن می باشد.
انگشتر به این دلیل خاتم نامیده می شود  که از هر طرف انگشتتان را احاطه می کند.

پس خداوند یاک و منزه و بلندمرقبه در این آیه بیان می کند که این ییامبر بزرگ همان محیط دایره تمامی ییامبران باشد. یعنی از او شروع می شود و به او ختم می گردد. خداوند پاک و منزه و بلندمرتبه این آیه را با این سخن به پایان می رساند که ( او بر هر چیزی داناست ) پس کسی که چنین مقامی دارد انتهائی جز این سخن برایش شایسته نمی باشد.

پس در این سخن اشاره به این است که حداوند بلندمرتبه همان یگانه ای است که حقیقت محمد را می داند و برای کسی شناخت ذات آن بزرگوار  ممکن نمی باشد.
مگر به مشیت و اراده خداوند یاک و منزه و بلندمرتبه که فرمود: ( خدا هرکس را که بخواهد با نور خود هدایت می کند ( مائده ۱۹)

ما باید در قرآن کریم دقیق تر نظر کنیم و بر این آیه کریمه که خداوند پاک و منزه و بلندمرتبه به بندگان دستور درود فرستادن بر رسول الله را می دهد بیندیشیم:
(همانا خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود می فرستند ای کسانیکه ایمان آوردید بر او درود و سلام بفرستید از سر تسلیم ( احزاب ۱۹)

این  دستور ربانی در آیه کریمه مذکور بصورت قرآنی و جدید آمده که از بقیه صیغه های امر ربانی که در قرآن کریم آمده جدا می باشد.

خداوند پاک و منزه وبلندمرتبه فرمود: ( اقم الصلاه لدلوک الشمس ) نماز را از زوال خورشید تا تاریکی شب به پای دار و نماز بامداد را به جای آر که نماز بامداد در دیدگاه فرشتگان است ( اسراء ۷۸ )
در جای دیگر می فرماید: ( کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون ) بر شما روزه نوشتیم همان گونه که بر پیشینیان شما نوشتیم باشد که تقوی پیشه کنید (بقره  ۱۸۲)
و فرمود : ( کتب علیکم القصاص فی القتلی ) نوشتیم بر شما قصاص کشته شدگان را (بقره  ۱۷۸)
و فرمود: ( ولله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا) به پیروی از فرمان خدا برای زیارت خانه خدا. هر کس توان آن را دارد باید که آن را به جای آورد (آل عمران ۹۷)

این آیات نمونه هایی از صیغه های امری بود که در بالا ذکر شد.

اما آنگاه که امر به درود فرستادن بر رسول الله است که امر به صیغه دیگری است.

خداوند پاک و منزه و بلندمرتبه این آیه کریمه را با این سخن شروع می کند: ( همانا خداوند و فرشتگانش بر ییامبر درود می فرستند (احزاب) که اشاره کند به اینکه مقام درود و سلام بر پیامبر مقام تشریف نیست بلکه مقام تکلیف بندگان است.

پس درود بر پیامبر مقام تشریف و تکلیف در آن واحد است گوئی خداوند پاک و منزه و بلندمرتبه به بنده اش امر می فرماید: من بر حبیبم محمد درود می فرستم و فرشتگانم نیز بر حبیبم درود می فرستند، پس اگر تو نیز بر او درود فرستی. در این مقام رفیع با من و با فرشتگانم حاضرهستی.

از طرف دیگر هرگاه در اجرای دستور درود فرستادن بر پیامبر در این آیه کریمه دقت کنیم کیفیت اجرای این دستور آن است که صحابه گرامی از رسول الله سوال می کنند : ( ای رسول خدا درود فرستادن بر خودت را به ما یاد بده پس چگونه بر تو درود فرستیم ؟

پیامبر ( فرمود: ) بگوئید: (اللهم صل علی محمد و علی آلی محمد کما صلیت علی ابراهیم و آل ابراهیم و بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارک علی ابراهیم و آل ابراهیم فی العالمین انک حمید مجید )

( خدایا بر محمد و بر خاندان وی درود فرست همان گونه که بر ابراهیم و خاندان وی درود فرستادی و بر محمد  و خاندان وی برکت ده همان گونه که به ابراهیم و خاندان وی در دو جهان برکت دادی همانا تو ستوده با شکوهی )

این همان اجرای امر درود فرستادن بر پیامبر است.

حال به بررسی اجرای امر در بقیه صیغه های قرآنی می پردازیم.
در این گفته خداوند بلندمرتبه که می فرماید: (اقم الصلاه لدلوک الشمس ) نماز را از زوال خورشید تا تاریکی شب به جای آر و نماز بامداد را به جای آر که نماز بامداد در دیدگاه فرشتگان است ( اسراء ۷۸) این امر با تکبیر شروع می شود و با تسلیم ختم می گردد.

و این گفته خداوند بلندمرتبه که می فرماید: ( و آتو الزکاه زکات بدهید) به این معنا ست که باید جزئی از اموالمان را به این امر ربانی اختصاص دهیم.


اما آنگاه که اجرای امر درود فرستادن بر پیامبر است با این گفته خداوند بلندمرتبه که می فرماید: (صلوا علیه و سلموا تسلیما : بر او درود فرستید و سلام و سلام کردنی از سر تسلیم ) (احزاب ۵۶) بر بندگان واگذار می شود که می گویند: خدایا بر محمد و بر خاندان محمد درود فرست همان طور که بر ابراهیم و بر خاندان ابراهیم درود فرستادی و بر محمد و خاندان محمد برکت ده همان طور که بر ابراهیم و خاندان ابراهیم در دو جهان برکت دادی همانا تو ستوده با شکوه هستی.

یا بگویند: خدایا بر سرور ما محمد و بر خاندان او و اصحابش درود فرست و از سر تسلیم بر او سلام می کنیم. این نیز از روشهای درود فرستادن بر پیامبر می باشد.
در این اشاره است به بندگان برای اجرای امر درود فرستادن بر پیامبر گوئی بندگان می گویند: پروردگارا آنگاه که تو و فرشتگانت بر پیامبرت درود می فرستادید، ما نیز طاقت و توان نداشتیم که این کار را انجام ندهیم .

بنابراین بعضی از مفسرین می گویند: همانا آن امر تکلیفی یگانه ای که بندگان از انجام دادن آن عاجزند، درود قرستادن بر رسول الله  می باشد که این مشابه عین و ناتوانی انسان و شکست پذیری وی و اعتراف یه ضعف او می باشد.

همانا خداوند پاک و منزه و بلندمرتبه توجه و عنایتی را از حبیبش محمد بازنداشته و این حقیقتی است که خداوند پاک و منزه و بلندمرتبه درکتاب عزیزش قرآن بر آن تاکید ورزیده آنجا که می فرماید. (و الضحی و اللیل اذا سجی ما ودعک ربک و ماقلی : سوگند به روز روشن و شب هنگامی که آرام گیرد و خداوند تو را ترک نکفته و از تو نبریده است (ضحی ۱ و۲)

همانا عظمت این توجه و عنایت خداوندی به سرورمان محمد و رفعت این عنایت برای ما زمانی مشخص می شود که با عنایت خداوند به سرورمان موسی (ع)  همراه شود.

آنگاه که خداوند پاک و منزه و بلندمرتبه در حق موسی (ع) می فرماید: (و لتصنع علی عینی : تا تربیت کرده شوی بر نگهداری من ( اما گفته خداوند بلندمرتبه در حق پیامبرمان محمد چنین است (فانک باعیننا: تو جلوی چشم ما هستی ) که بین توجه و عنایت عظیم و رفیع خداوندی به سرورعاز محمد تفاوت فاحشی هست و از طرف دیگر آنجا که میعاد سرورمان موسی (ع) بود آن گاه خداوند بلندمرتبه فرمود: (و اذا واعدنا موسی اربعین لیله: آن کاه که به موسی چهل  شب وعده  دادیم ( حال آنکه عنایت خداوند پاک و منزه و بلندمرتبه در هیح حالی از ذات شریف محمد جدا نخواهد شد.
در این آیه می فرماید: (ما ودعک ربک و ما قلی: پروردگارت تو را به خود وا نگذاشته و از تو نبریده است ) همانا حقیقت این عظمت و رفعت که خداوند پاک و منزه و بلند مرتبه آن را به سرورمان محمد ( اختصاص داده موجب شده که بسیاری از عارفان در دریای این عظمت و در معانی آن فرو روند.

(بخشی از فیلم محمد رسول الله)


شیخ محی الدین ابن عربی این حقیقت را به الحقیقه المحمدیه تعبیر کرند و آن را رکن اصلی این دانسته که عالم هستی بر آن بنا شده است.

این حقیقت فاصله وصل میان خدا و بنده است و نیروی منظمی است که هرچیزی از آن صادر می شود.
ابن عربی این مساله را تشریحا بیان می کند:
بدان که خداوند می فرماید:  آنگاه که مردم را خلق کرد آنها را گروه گروه قرار داد و در هر گروهی شخصی را گلچین کرد و انتخاب نمود و از آن اشخاص انتخاب شده عده ای را به صورت خواص انتخاب کرد که آنها مومنان می باشند و از میان آنها افراد خاص تری را انتخاب کرد که آنها همان اولیاء الله هستند و از میان اولیاء افراد خاص تری را برگزید که همان انبیاء (ع) می باشند و از این عده، عده دیگری را به صورت برگزیده و خاص خلق کرد که آنها همان پیامران دین و شریعت می باشند و از این افراد برگزیده گروه اندکی را برگزید که آنها همان رسولان می باشند و از میان رسولان یکی را برگزید که جزو آنها نمی باشد و گاه نگهبان بر تمامی خلائق می باشد و خداوند او را به صورت عماد و ستونی قرار داد که عالم هستی بر آن ستون بنا شده است و او را برترین مظاهر قرار داد که دارای مقامی مشخص و معین می باشد و علم او قبل از وجود خاک بشریت بوده است و آن شخص، محمد می باشد که هیچ کس نمی تواند در مقابل او مقاومت کند. او سرور است و غیر از او همه فرودست هستند.

پیرامون این مساله قاشانی می گوید: همانا محمد اولین کسی است که ذات احدیت قبل از هرچیزی او را مورد توجه قرار داده است و در این توجه حق به او، او را غایتی نیست و تمامی عنایات را شامل است.
او در عالم هستی تنها و یگانه است و همتائی ندارد: هیچ کسی در مقام و مرتبه به پای او نمی رسد و بالاتر از او کسی نیست جز ذات مطلق احدیت که از هر تعیین و صفت و اسم و رسم و ستایشی پاک است.
پس محمد مطلقا فردی یگانه است  و از این دانسته می شود که اسم اعظم جز برای او نمی باشد و از یگانگیش راز سخنش آشکار می شود که می فرماید: (من پیامبر بودم در حالی که آدم هنوز بین آب و گل بود) او خاتم پیامبران است و اول اولین و آخر آخرین پیامبران است و این از سخنش آشکار است که فرمود: ( اوتیت جوامع الکلم ).

او برترین پیامبران است که ییامبران در صعود و مقام و مرتبت به او ختم می شوند اما هرگز به او نمی رسند و  آن شخص ویژه و مورد توجه، همان محمد می باشد که تمامی توجهات و عنایات به وی بازمی گردد.پس او فاصله ای است بین ذات احدیت و سایر موجودات.

شاعر معاصر احمد شوقی می گوید:

انبیاء و پیامبران چگونه می توانند به پیشرفت تو برسند ؟

ای آسمانی که آسمان با آن عظمتش نمی تواند بر تو غلبه کند.

آنها در بلندی مقامت با تو یکسان نیستند همانا تو نوری هستی غیر از آنان.

آنها صفات تو را برای مردم مثال می زنند همان گونه که آب، ستارگان را مثال می زند.

پس برای ما معلوم می شود که تمامی ییامبران از نور سرورمان محمد نور می گیرند و بهره مند می شوند کسی که اصل وجود و اولین شخصی است که مورد توجه و عنایت ذات احدیت می باشد و تمامی عنایات از او نشات می گیرد. به این خاطر او سرور تمامی مردم است و خاتم پیامبران می باشد.

شیخ محمد البکری که خدا او را رحمت کند در قصیده طائیه این حقیقت را بیان می کند: او منبع نوری است که در تمامی حالات چه گرفتکی و چه گشایش موجود می باشد.

او اصل هر اصلی می باشد که فضل و احسانش بر هستی گسترده شده است.

او نیازمان است که شفاعتش را با دانش آشکار کرد پس او چه بزرگ و عظیم است.

او به شکل و شمایل انسان زاده شده و بشریت از او بوجود آمد و کسی است که برای عدل به پاخاست .

او چون جادویی است که عقل از او به حیرت آمده و گنج دریایی است که از درک آن عاجزند.

همانا آن وسیله بزرگ و عظیم برای بندگان همان حضرت مصطفی می باشد.
خداوند بلندمرقبه می فرماید: ( یا ایها الذین آمنو اتقوالله و ابتغوا الیه الوسیله: ای کسانیکه ایمان آوردید تقوی پیشه کنید و به خدا توسلی جویید ( مائده ۳۵ )
محمد بدون شک وسیله ما به سوی خدا و وسیله پدرمان آدم (ع) است.

پس هرکس که رحمت و بخشش و قرب به خدا را در دو جهان بخواهد باید که از در مصطفی وارد شود و او را با زبان عاشقان و قلب دوستداران و با روحی که از محبت او فنا شده است، بخواند تا به هدف و غایت خویش دست یازد چرا که محمد در نزد خدا دارای جاه و مقام بسیار است.

پس جدل و مناقشه درباره پیامبر بی ادبی است و موجب کوتاهی در حق وی می شود پس او دری است که جز از خلال آن نمی توان به خدا نزدیک شد.
خداوند بلندمرتبه می فرماید: ( و لو انهم اذا ظلموا انفسهمم جاووک فاستفغرو الله واستغفرلهم الرسول لوجدو الله توابا رحیما ) هر زمانی که بر خویش ستم می کردند و نزد تو می آمدند و از خداوند آمرزش طلب می کردند تو هم برای آنها آمرزش می خواستی و الله را توبه پذیر و مهربان می یافتند ( نساء ۶۴)
( همانا از عظمت پیامبر مقام وی در نزد خداوند پاک و منزه و بلندمرتبه است که خداوند روزی را منوط به او قرار داده.
از پیامبر  روایت شده که فرمود: ( ان الله معط و انا قاسم: همانا خداوند روزی دهنده و من تقسیم کننده آن می باشم ) صحابه تکرار می کردند ( این چیزی است که خدا و رسولش  از فضلشان به ما داده اند )
سخنگو می گوید:
خداوند رحمان رحمتی را که صعود می کند یا نزول می کند نفرستاد مگر به دست محمد مصطفی بنده و پیامبرش و فرستاده برگزیده اش.
او واسطه است میان خدا و مردم و این را هر شخص عاقلی می داند. امید در نزد او پسندیده است. پس او شفیعی است که شفاعتش همیشه مورد قبول است.

پیامبر همان قانون گذار مشهور و خلیفه بزرگتر است. او نور درخشان خدا و شمشیر بران وی می باشد و در هر قلب سلیمی می درخشد و هرکس که با جاه و مقام وی روبرو شود همین دو نمونه صلواتی که درکتاب الصلوات الکسنزانیه انتخاب نمودیم پاسخی است که کافی می باشد. صلواتی که بزرگی مقام و منزلت وی را در نزد خداوند بلندمرتبه آشکار می سازد.

درود فرستادن بر محمد  از ابن مشیش رحمه الله علیه:

(خدایا درود بفرست بر کسی  که اسرار از او آشکار شد و نورها از او شکافته شد و حقیقت  بواسطه او ارتقاء یافت و علوم آدمی در مقابل او نزول کرد و در سطح پایینی قرار گرفت.
فهم و ادراک در مقایسه با او حقیر و ناچیزشد. کسی که هیچ قبل و بعدی نتوانست او را درک کند. باغ ملکوت از زیبائی او زیبا کشت و ساحت جبروت از فیض انوارش ریزان گشت و همه چیزی نیست مگر اینکه به او وابسته است چه اکر واسطه ای نباشد موسوط نیز از بین خواهد رفت)

درود فرستادن بر محمد  از مصطفی البکری رحمه الله علیه:  

( خدایا درود و سلام فرست و برکت ده بر کسی که تمامی هستی بواسطه او شریف گردید و درود و سلام فرست و برکت ده بر سرورمان محمد. کسی که نشانه های عرفان بواسطه او آشکار شد و درود و سلام فرست و برکت ده بر چشم چشم ها و علت پیدایش تمامی انسان ها )

دیدگاه ها